گفتگواز:محمد رمضاني
پايان نامه اي ديگر وآغازي مبارك
آری پس ازدوسال زحمت شبانه روزی توسط استاد عالی قدر امان الله جعفرزاده لیسانس ادبیات که برای پایان نامه فوق لیسانسش توصیف تلمیحات دیوان عرفانی جعفر قلی زنگلی را برگزیده بود؛ تلمیحات دیوان عرفانی جعفرقلی نیز به پایان رسید ودیوان عرفانی این عارف بزگ (جعفرقلی زنگلی ) تکمیل شد .
نویسنده پایان نامه شب وروز به دنبال احادیث و آیاتی بود که این عارف در دیوان و اشعارش به کار برده است و در پایان با حدود 900 آیه شریفه قران مجید و 450 حدیث از ائمه اطهار و150 امثله و اشعار سائره به پایان نامه اش خاتمه داده است .
به گفته نویسنده به علت کمبود وقت دو ترم اضافه برداشتم وعشق به جعفرقلی به من نیرو داد تا اینکه در این دو ترم اضافه توصیف تلمیحات دیوان را به پایان برسانم .
نویسنده افزود با تشکر فراوان از استاد فرهیخته کلیم الله توحدی که دیوان را جمع آوری نموده است و این فضا را برای بنده آماده نمود تا اینکه بتوانم برای پایان نامه ام یک موضوع بومی و از فرهنگ خود انتخاب کنم

پایان سخن :(پایان نامه امان الله جعفرزاده)
دیوان جعفر قلی ،بازتاب اندیشه کرمانج و باز خوانی تمدن اوست ؛نقطه عطف تعالیم اسلام و اصالت فرهنگ وی و مجموعه ای از گره خوردگی ها و پیوند آن دواست.
او که خود از اولاد حیدر بود،فرامذهبی می اندیشید و در متن طریقت – البته طریقتی که از شریعت بگذرد،نه طریقتی که بافته صوفیه است – و بانداد از کشف و شهادت ،خار خار ریاضت را به جان خریده و پس از تربیت نفس خویش ،مربی یک قوم می شود .
عرفان او مانند مولانا عرفان شادمانه است و چون کلام به تنهائی نمی توانسته است ،تمام ناگفته های اندرونش را بیان کند ،دست به دامان دوتار می شود .شعر جعفر قلی و دوتار دویار مدام ،دو رفیق شفیق و دو همزاد اند که از یک شکم زاییده اند ؛در محافل و مجالس کرمانج ،دوتار زنگ بیداری و شعر جعفرقلی ،منشور روشنگری است .
گنجینه حاضر –دیوان عرفانی جعفرقلی زنگلی – که اکنون بیشتر خانه های دل کرمانج را مزین کرده و توانسته است در کنار قرآن ،مفاتیح،دیوان حافظ،و مثنوی مولانا ،گوشه ای از طاقچه منازل روستائیان و جائی از قفسه کتابخانه اصحاب ادب و هنر را به خود اختصاص دهد ،همچون صندق پر از گوهر است که نیازمند گوشودن رموز آن ،توسط کارشناسان ادب است تا بتوان در ظلمت تجدد و ابتذال قرن ،از پرتو خشت(مصراع) هایش ،بیت های دل نسل امروز را روشنائی بخشید .
این پژوهش با تمام نقایص آن ،نخستین پله در راه نیل به شناخت صحیح این شخصیت برجسته است و بر سایر اهالی فرهنگ –که به یقین از نگارنده ،مایه ورتر اند – فرض است تا پله های دیگر را پیموده ،زوایای دیگر شعر او را کاویده و رسالت خویش را به سرانجام رسانند تا همچنان این علَم علم و عرفان را بر بام فرهنگ بومی و ادبیات عامه ،بر افراشته نگه دارند .
در خاتمه باید گفت که پایان سخن پایان من است ،تو بی انتهائی و به قول اقبال لاهوری :
((گمان مبر که به پایان رسد کار مغان
هزار باده ناخورده ،در رگ تاک است ))
منبع:وبلاگ كيسمار